جغرافیا
با سلام
چرا برف سفید است؟
ساختار پیچیده و کریستالی برف بگونه ای می باشد که برخلاف بسیاری دیگر از مواد تقریبا" تمام طیف نور را منعکس می کند و نتیجه آن می شود که ما برف را سفید می بینیم. در حالی که بسیاری مواد برخی طیف ها را جذب و برخی دیگر را منعکس می کنند برای همین هست که آنها را رنگی می بینیم.
در چه دمایی برف به باریدن می گیرد؟
احتمال اینکه برف در دماهای خیلی پایین هم بباره بسیار زیاد هست. در واقع مادامی که رطوبت وجود داشته باشه و هوای سرد و گرم توانایی جابجایی داشته باشند امکان بارش برف وجود دارد. اما معمولا" برف سنگین از حدود منهای 10 درجه تا حدود صفر درجه می بارد. چرا که در این دما هوا توانایی نگهداری بیشتر رطوبت یا بخار آب را دارد.
آیا هرچه هوا سردتر بشود دانه های برف بزرگتر می شوند؟
نه اینگونه نیست. بعنوان مثال مطالعاتی که در کوهها و دره های سرد انجام شده است نشان می دهد که برف های پف کرده و بزرگ بیشتر در دمای حدود منهای 10 درجه می بارند و با سرد شدن بیشتر هوا سایز کریستالها کمتر شده و در عوض چگالتر می شوند.
آیا این درست است که می گویند برف عایق الکتریسیته می باشد؟
بله درست است. چرا که کریستالهای برف با وجود اینکه از آب درست شده اند به دلیل وجود بسیار زیاد هوا میان آنها، عایق الکتریسیته می باشند به گونه ای که اگر برف تازه روی زمین نشسته باشد و صد البته دست نخورده باشد در آن صورت مقاومت بسیار زیادی در مقابل جریان برق از خود نشان می دهد. بعنوان مثال مقاومت الکتریکی ضخامت 25 سانتیمتر برف معادل ضخامت 15 سانتیمتر از فایبرگلاس می باشد!
آیا برف خوراکی می باشد؟
برف تازه و دست نخورده بخصوص اگر مدتی از بارش گذشته باشد بگونه ای که آلودگی هوا را قبلا" با خود شسته باشد، بدون شک قابل خوردن می باشد. بخصوص بسیاری از مردم غیر شهری برف را با شیرینی های جنبی مانند مربا یا مارمالاد می خورند.
امکان رعد و برق هم هنگام بارش برف وجود دارد؟
بندرت، چرا که برف همانند باران هادی الکتریسیته نیست. احیانا" در شرایط ویژه ای که برف همراه با طوفان باشد ممکن است این اتفاق رخ دهد.
چرا وقتی روی برف پا میگذاریم، صدای خاصی می دهد وبه نوعی"قرچ قرچ" می کند؟
برف از کریستال های یخ درست شده است که همگی شش وجهی می باشند. یک دانه برف از تعداد زیادی کریستال به هم چسبیده درست شده است. اما هنگام بارش میان دانه های برف توسط هوا فاصله ایجاد می شود. هنگامی که ما روی برف تازه باریده شده راه می رویم، هوا سعی می کند که از لابلای دانه های برف بیرون برود و از منافذی که ایجاد می شود با شدت خارج می شود و به این ترتیب صدایی طبیعی و منحصربفرد تولید می شود.
منبع: مجله خبری فریا http://www.farya.com/id/407

عرض جغرافيايي (Latitude)
دستگاه مختصات جغرافيايي شمالي-جنوبي است که در نقشهکشي و جهتيابي از آن استفاده ميگردد. اين دستگاه، مختصات مکاني را بر اساس فاصلهاش از خط استوا يا همان مدار صفر درجه ميسنجد. عدد عرض جغرافيايي، به صورت زاويهاي ميان صفر و مثبت ۹۰ يا منفي ۹۰ درجه بيان ميگردد. معمولاً (نه هميشه) برپايه قرارداد، اعداد مثبت نشانگر طرف شمال بودن نقطه نشانداده شدهاست.
به علت اينکه زمين يک کره بيعيب نيست (و گويا در قطبها کمي «پخ» شدهاست) مسافت فيزيکي هر درجه عرض جغرافيايي در همه جا يکي نيست. در استوا اين مسافت ۱۱۱٫۳۱۹۵ کيلومتر و در نزديک قطبها ۱۱۱٫۱۲ کيلومتر است.
مانند طول جغرافيايي، هر درجه عرض جغرافيايي به ۶۰ دقيقه و هر دقيقه نيز به ۶۰ ثانيه بخش ميشود. البته روشهاي ديگري نيز براي نشاندادن اين عدد استفاده ميشود.
مناطق مختلف زمين آفتاب را به طور يکسان دريافت نميکنند و اين يکي از عوامل اصلي پديد آمدن آبوهواهاي گوناگون در عرضهاي جغرافيايي مختلف است.
طول جغرافيايي(Longitude)
مختصات جغرافيايي شرقي، غربي است که در نقشهکشي و جهتيابي از آن استفاده ميگردد. اين مختصات، مکاني را بر اساس فاصلهاش از يک نصفالنهار اصلي نشانميدهد. عدد طول جغرافيايي، به صورت زاويهاي بين صفر و مثبت ۱۸۰ يا منفي ۱۸۰ درجه بيان ميگردد. معمولاً (نه هميشه) برپايه قرارداد، اعداد مثبت نشانگر طرف شرق بودن نقطه نشانداده شدهاست.
در طول تاريخ مبداهاي زماني گوناگوني براي «نصفالنهار اصلي» استفاده ميشدهاست. تا اينکه در سال ۱۸۸۴ طي همايش جهاني نصفالنهاري، قرار گذاشتهشد تا بعد از اين تنها از رصدخانه گرينويچ به عنوان مبدا استفاده گردد.
هر درجه جغرافيايي معمولاً به ۶۰ دقيقه بخش ميگردد و هر دقيقه نيز به همين ترتيب از ۶۰ ثانيه تشکيل شدهاست. بنابراين يک صورت معمول نشاندادن طول جغرافيايي به صورت روبروست: ۲۳° ۲۷′ ۳۰” E البته اين مقدار به صورتهاي ديگري نيز نشان دادهميشود. (مثلاً دهدهي بيان کردن قسمت ثانيه(
زمين در مدت ۲۴ ساعت يک بار به دور خود ميچرخد و کل زمين ۳۶۰ درجه طول جغرافيايي است. در نتيجه هر ۱۵ درجه تغيير طول جغرافيايي يک «ساعت» محسوب ميشود. اين امر مبناي تعيين مناطق زماني است.
براي درک بهتر مفاهيم طول وعرض جغرافيايي انيميشن زير را ببينيد.

کلمه "زمين لغزش" شامل محدوده وسيعي از رخدادهايي است که منجر به حرکت سريع رو به پائين يا خارج (جدا شدن) مواد تشکيل دهنده دامنه مثل خاک، سنگ، پرشدگي مصنوعي يا ترکيبي از آن ها مي شود. اين جابه جايي مي تواند از طريق افتادن، ليز خوردن، جريان يافتگي يا پخش شدگي بوده و فاکتورهاي طبيعي و مصنوعي (ايجاد شده توسط انسان) در ايجاد آن دخيل مي باشد. از عوامل ايجاد کننده زمين لغزش ها مي توان به بازندگي زياد، ذوب شدن برف و تغيير سطح آبهاي زير زميني اشاره کرد.
اگرچه لغزش بيشتر در مناطق کوهستاني رخ ميدهد اما مي تواند در محيطهايي کم شيب هم ديده شود. در اين مناطق زمين لغزش به صورت رخدادهاي برشي و پر کننده (جاده سازي و حفاري هاي ساختماني)، ريزش حاشيه رودخانه ها، گسترش جانبي، ريزش نخاله هاي معدني (بويژه ذغال سنگ) و محدوده وسيعي از رخدادهاي مربوط به معادن روباز مي باشد.
انواع زمين لغزش ها
|
|
|
|
|
یکی از رخدادهای تلخی که در سالهای اخیر در جنگلهای زاگرس در حال رخ دادن بوده و هر روزه بر وسعت آن افزوده می شود، زوال یا خشکیدگی بلوط (oak decline) است. متخصصین بیماریهای بخش جنگل معتقدند که آفات و یا بیماری در میان درختان بلوط به تنهایی نمی تواند علت وقوع چنین فاجعه زیست محیطی باشد و قطعا" عواملی نظیر تخریب جنگل، خشکسالی های پی در پی، گرد و غبارهای اخیر و نوع خاک در زوال و خشکیدگی بلوط های منطقه زاگرس نقش مؤثری داشته اند. اخیرا" در اکثر مناطق جنگلی زاگرس پدیده مرگ ناگهانی گونه بلوط مشاهده گردیده است که از میان 11 استان زاگرسی، استان ایلام در شرایط بحرانی و أسف باری قرار دارد. این پدیده فاجعه آمیز، بیشتر در خاکهای کم عمق و شنی مشاهده شده است و غالبا" در اثر نابسامانی شرایط رویشگاهی و برهم خوردن تعادل محیطی، از خشکیدگی ریشه های موئی درختان بلوط شروع شده و با ظهور آفات و بیماری های ثانویه، استرس های شدیدی به درختان بلوط وارد آمده و سبب زوال و خشگیدگی آنها می شود. متأسفانه پس از ظهور علائم زوال و خشکیدگی – که به صورت اپیدمی نیز در همه مناطق جنگلی زاگرس گسترش می یابد - بیشتر از 3 تا 5 سال طول نمی کشد که درختان بلوط بطور کامل خشک گردیده و مرگ ناگهانی جنگلها رخ می دهد. در حال حاضر علاوه بر نظریه کارشناسی فوق الذکر - که برمبنای اصول آفت شناسی بنا نهاده شده است و بر ضعف بیولوژیکی گونه بلوط در اثر قطع جنگل، تبدیل فرم پرورشی بلوط از دانه زاد به شاخه زاد، خشکسالی های سنوات گذشته و گرد و غبار تأکید دارد – برخی کارشناسان جنگل نیز باستناد مباحث جنگل شناسی به مبحث «توالی و تواتر در جنگل» نظر دارند که بر مبنای این نظریه کارشناسی هم به سبب تغییرات محیطی و شرایط اکولوژیکی – نظیر تخریب جنگل، خشکسالی های پی در پی، گرد و غبارهای اخیر و ... – گونه بلوط که گونه ای کلیماکس و با ارزشی است در حال زوال و نابودی بوده و در این سیر قهقرایی گونه های پست و کم ارزش اکولوژیکی در حال جایگزینی گونه بلوط می باشند. در صورتیکه چنین نظریه ای - «توالی و تواتر جنگل» - درست باشد، جنگلهای زاگرس در شرایط بسیار بدتری نسبت به نظریه اول قرار دارند و ممکن است در مدت زمانی نه چندان طولانی، شاهد گسترش این پدیده تلخ در همه مناطق جنگلی زاگرس باشیم و با مرگ ناگهانی بلوط، فاجعه ی زیست محیطی بزرگی رغم بخورد. البته در شرایطی که نظزیه اول هم درست باشد، به دلیل اینکه در سالهای گذشته اقدامات مؤثر و جامعی در جهت آفت شناسی و پیشگیری و مبارزه با آفات در جنگلهای زاگرس صورت نگرفته است، جنگلهای بلوط با شرایطی شدیدا" بحرانی مواجه خواهند شد و با صرف هزینه های زیاد هم نمی توان از خسارت های زیست محیطی فاجعه آمیز این پدیده کاست. با به صدا درآمدن زنگ خطر نابودی جنگلهای بلوط زاگرس و قرار گرفتن این نمادهای سبز مقاومت در شرایط بحرانی، ضرورت دارد دولتمردان و برنامه ریزان توسعه ای کشور برای کنترل و مهار این بحران، بدون هدر دادن زمان و فرصت، در عزمی ملی و با مدیریتی هوشمندانه نسبت به حذف فشارهای معیشتی وارده به جنگلهای زاگرس اقدام نمود و با تغییر شیوه های معیشتی اهالی جنگل و استفاده از سایر ظرفیت های اشتغال زایی – صنعتی، گردشگری، بازرگانی، تجاری و ... – فرصت احیاء و بازسازی را برای جنگلهای بلوط فراهم کرده و با کنترل عوامل تخریب و تهدید، از یک فاجعه زیست محیطی جلو گیری کنیم. | ||
با این حال پیشتر دکتر پیان یوسفی آذر مدیر کل سابق جنگل های خارج از شمال از مرگ 70 هزار اصله بلوط زاگرسی بر اثر احداث این کنار گذر خبر داده بود که فریبرز غیبی مدیر کل جنگل های خارج از شمال سازمان جنگل ها با محاسبات خود تعداد 6 هزار اصله درخت قطعه شده را تایید کرد.
| فاجعه زيست محيطي در راه است؛ | |||||||||||||||||||||||||||||||||
| بلوطها از پا درآمده و زاگرس بي صدا ميميرد | |||||||||||||||||||||||||||||||||
|
دکتر جليل بادام فيروز -
به صدا درآمدن زنگ خطر نابودي جنگلهاي بلوط زاگرس وقرار گرفتن در شرايط
بحراني ميطلبد دستگاههاي اجرايي مرتبط و برنامه ريزان توسعه اي كشور براي
كنترل و مهار بحران،بدون فوت وقت عمل نمايند و در سطح ملي نسبت به احياء و
نگهداشت بلوطهاي زاگرس اقدام نمايند و با كنترل عوامل تخريب از يك فاجعه
زيست محيطي جلوگيري كنند. زيرا اگر روند خشك شدن جنگلهاي زاگرس به همين
سرعت ادامه يابد علاوه بر فاجعه زيست محيطي، يك فاجعه اقتصادي را نيز به
همراه خواهد داشت.
ابعاد کنونی تهدیدات تنوع زیستی در چشم انداز زاگرس مرکزی با تاکید بر پوشش جنگلی
تهدید تنوع زیستی نتیجه تخریب جنگل های زاگرسی است«مرتضی ابراهیمی رستاقی»، عضو شورایعالی جنگل، مرتع و آبخیزداری سازمان جنگل ها، مراتع و آبخیزداری کشور تحقیقی در زمینه «ابعاد کنونی تهدیدات تنوع زیستی در چشم انداز زاگرس مرکزی با تاکید بر پوشش جنگلی انجام داده است.» او نتیجه این تحقیق را در اختیار CHN قرار داده که بخش هایی از آن منتشر میشود.
دانلود فایل مرتبط با خبر:
متن کامل مقاله
خبرگزاری میراث فرهنگی- گروه محیط زیست-
گستره زاگرس مرکزی در امتداد رشته کوه های زاگرس، در برگیرنده بخش هایی از
جنگل های نیمه خشک زاگرسی و خشک کوهستانی ایران و تورانی است. این جنگل ها
مورد انواع بهره برداری ها اعم از چرای دام، زراعت در زیر اشکوب توده های
جنگلی، تامین سوخت و مصارف روستایی ... قرار داشته که نتیجه آن تخریب جنگل و
اعمال روند قهقرایی در سیر توالی جنگل هاست. پیامد
تخریب ها، در سیر قهقرایی توده های جنگلی تهدید های عمده ای مانند کاهش
ارتفاع متوسط توده های جنگلی، تبدیل فرم پرورشی دانه زاد به شاخه زاد، کاهش
پوشش تاجی، فقدان تجدید حیات جنسی، فقدان حاصلخیزی خاک، کاهش حجم چوب
سرپای توده های جنگلی و کاهش سطح جنگل ها است. تاثیر
این تهدیدات روی جنگل های گستره زاگرس مرکزی که همراه با ایجاد تغییرات
اساسی در ساختارهای عمودی و افقی جنگل ها، بستر رویش و دگرگونی اکوسیستم
هاست، قابل ملاحظه و از جمله مهمترین آنها کاهش، اختلال و تهدید تنوع زیستی
اعم از گیاهی و جانوری است. در
این نوشتار، پوشش جنگلی گستره زاگرس مرکزی، واقع در منطقه رویشی ایران
تورانی که در برگیرنده رویش های مناطق اکولوژیکی زاگرسی و ایران تورانی
است، مورد بررسی اجمالی واقع و به ابعاد کنونی تهدیدات تنوع زیستی آن با
تاکید بر پوشش جنگلی پرداخته می شود: کاهش ارتفاع متوسط توده های جنگلی نتایج
بررسی های انجام گرفته حکایت از آن دارد که ارتفاع متوسط توده های جنگلی
در اکثریت سطوح جنگلی زاگرس در وضعیت موجود کاهش قابل ملاحظه ای پیدا کرده
است. هر چند در برخی مناطق در سطوحی محدود و معدود، توده هایی وجود دارند
که ارتفاع درختان آنها به 12 تا 17 متر هم رسیده و کماکان از ارتفاعی بیش
از ارتفاع متوسط اکثریت توده های جنگلی زاگرس در وضعیت موجود برخوردارند
اما ارتفاع متوسط بدست آمده برای توده های جنگلی زاگرس کمتر از 8 متر بوده
که در سراسر جنگل های زاگرس مرکزی مصداق داشته و توده های با ارتفاع بیشتر
تنها در لکه های کم وسعت و به صورت نادر در مناطق خاصی از زاگرس مشاهده می
شوند. در
اثر این کاهش ارتفاع متوسط، علاوه بر از دست رفتن بخش زیادی از بیوماس
فضایی جنگل، اشکوب ها و یا لایه های گیاهی جنگل کاهش یافته و بخشی از گروه
های گیاهی و تنوع زیستی که از زیستگاه هایی ویژه در پروفیل عمودی توده
جنگلی برخوردار بوده اند، از بین می روند. این
البته در جایی است که علاوه بر حضور تک پایه هایی از گونه بلوط با ارتفاع
حدود 18 تا 20 متر که به صورت پراکنده در جنگل های زاگرس مرکزی رویش دارند،
توده هایی نیز کماکان از این گونه باقی مانده اند که از ارتفاعی بیش از
ارتفاع متوسط اکثریت توده های جنگلی در وضعیت موجود جنگل ها برخوردارند.
نمونه آن توده ای 2 هکتاری با فرم پرورشی دانه زاد واقع در جنگل های گردنه
چهار طاق لردگان استان چهارمحال و بختیاری است که ارتفاع درختان این توده
جنگلی 12 تا 17 متر اندازه گیری شده است. تبدیل فرم پرورشی دانه زاد به سایر فرم های پرورشی به
طور کلی جنگل ها در شرایط طبیعی، از فرم پرورشی دانه زاد برخوردار هستند
ولی در اثر تخریب و قطع درختان، در صورتی که آن جنگل دارای قابلیت جست دهی و
توان تجدید حیات غیرجنسی (شاخه زاد) باشد، فرم پرورشی درختان قطع شده آن
در ابتدا از «دانه زادی» به «دانه و شاخه زاد» و در صورت استمرار قطع، به
«شاخه زاد» تبدیل می شود. توده
های جنگلی با منشا زادآوری «شاخه زاد» از پایداری کمتری نسبت به توده های
«دانه زاد» برخوردار بوده، ارتفاع متوسط توده آنها کاهش قابل ملاحظه ای
یافته، ساختارعمودی «چند اشکوبه» آنها به توده «تک اشکوبه» تنزل یافته و در
مجموع اثر حمایتی آن توده های جنگلی بر بستر رویشگاه کاهش می یابد. جنگل
های گستره زاگرس مرکزی در سطوح محدودی از فرم پرورشی دانه زاد برخوردار
بوده و قریب به 85 درصد آنها از دیگر فرم های پرورشی اعم از شاخه دانه زاد،
دانه شاخه زاد و یا شاخه زاد برخوردار هستند. جنگل
های گستره زاگرس مرکزی در سطح محدودی برخوردار از فرم پرورشی دانه زاد
بوده و قریب به اتفاق فرم پرورشی جنگلهای استان چهارمحال و بختیاری به شرح
زیر است:
کاهش پوشش تاجی توده های جنگلی جنگل
های منطقه رویشی زاگرس و از جمله جنگل های زاگرسی گسترده زاگرس مرکزی در
شرایط طبیعی و در رویشگاههای فاقد برونزدهای سنگی وسیع قادر به ایجاد توده
های انبوهی با پوشش تاجی بیش از 75 درصد هستند. میزان انبوهی توده های
جنگلی در منطقه زاگرس که عملکرد اصلی این جنگلها حفاظت از آب و خاک و ایجاد
ارزش های محیط زیستی است از اهمیت ویژه ای برخوردار است و علاوه بر آن
توده های انبوه در حفظ کیفیت بستر رویش به ویژه کاهش تبخیر در فصل رویش نقش
اساسی ایفا می کند. در شرایط موجود میزان انبوهی پوشش تاجی توده های جنگلی
نسبت به پتانسیل تولیدی رویشگاه به شدت کاهش یافته است، بخش اعظم جنگلهای
زاگرس مرکزی که در استان چهارمحال و بختیاری واقع شده است دارای انبوهی
پوشش تاجی به شرح زیر است.
فقدان تجدید حیات جنسی منابع
طبیعی که به طور عام به دو بخش تجدید شونده و غیر تجدید شونده تقسیم می
شوند و جنگل به عنوان بخشی از منابع طبیعی تجدید شونده به دلیل خاصیت تولید
مثل و زاد آوری در زمره منابع تجدید شونده طبقه بندی میشود. بدیهی است
چنانچه زاد آوری آن به هر دلیلی دچار رکود یا اختلال شود، اصل تجدید شوندگی
آن نیز محل ابهام خواهد بود. زاد آوری یا تجدید حیات در جنگل به دو طریق
عمده جنسی و غیر جنسی صورت می پذیرد، تجدید حیات جنسی دارای منشاء دانه زاد
و غیر جنسی با منشاء شاخه زاد است. تفاوت بارز از منظر جنگل شناسی و
پایداری توده های جنگلی بین توده های با منشاء دانه زاد و شاخه زاد وجود
دارد. تجدید حیات جنسی متضمن پایداری وبقای توده های حاصل از این نوع تجدید
حیات است اما توده های جنگلی حاصل از تجدید حیات غیر جنسی یا شاخه زاد
ناپایدار و از دیر زیستی کمتری برخوردارند و در صورت استمرار قطع و جست دهی
بتدریج پایه های مولد جست از حیز جست دهی خارج و از بین می روند. متاسفانه
در جنگل های گستره زاگرس همانند سایر مناطق جنگلی زاگرس تجدید حیات غالب
در وضعیت موجود غیر جنسی و شاخه زاد است اگر چه همچنان قابلیت تجدید حیات
دانه زاد در این جنگلها موجود و رویش نهال دانه زاد میسر است اما به دلیل
فشار چرای دام قادر به استقرار و ادامه حیات نیستند. در وضعیت موجود تعداد
متوسط نهال دانه زاد در واحد سطح کمتر از 200 اصله است. کاهش بارخیزی خاک یکی
از مهمترین پی آمدهای انواع تخریب در جنگل های زاگرس کاهش بارخیزی ویا
مرگ تدریجی خاک است که متاسفانه کمتر بدان توجه می شود. در یک چرخه طبیعی
در جنگل های پهن برگ خزان کننده، بخشی از مواد معدنی بر گرفته از خاک برای
رشد و نمو گیاه، پس از خزان به صورت لاشبرگ و لاشریزه و در فرایند تجزیه به
خاک بازگردانده می شود. اما این فرایند طبیعی در وضعیت موجود جنگلهای
زاگرس در پائین ترین سطح خود به وقوع می پیوندد و برگهای حاصل از خزان نیز
به دلیل کمبود منابع غذائی دام توسط دامها تعلیف و به طور عموم بستر
جنگلهای منطقه عاری از پوشش پیوسته لاشبرگ است و لاشبرگ تنها در پای جست
گروه ها مشاهده می شود. میوه درخت نیز یا تعلیف و یا جمع آوری و از عرصه
خارج می شود. به عبارت دیگر بستر جنگل های منطقه بمثابه صندوقی است که
پیوسته از آن برداشت میگردد و باز پرداخت آن به ندرت صورت می پذیرد. حاصل
این امر کاهش پیوسته مواد غذائی خاک بستر جنگل است. رشد بسیاربطئی معدود
تجدید حیات جنسی گونه های جنگلی از جمله اثرات سوء کاهش بارخیزی خاک است. کاهش حجم سرپای توده های جنگلی بر
اساس اطلاعات جمع آوری شده از این دسته پژوهش های انجام شده در جنگل های
منطقه زاگرس، پتانسیل بالقوه موجودی سرپای این جنگل ها حدود 190 سیلو در
هکتار محاسبه شده است، درحالیکه در وضعیت موجود متوسط حجم چوب سرپای توده
های جنگلی در منطقه زاگرس کمتر از 10 درصد ظرفیت آن جنگل ها بوده که یقینا
ناشی از تخریب های اتفاق افتاده در این جنگل ها است. کاهش سطح جنگلها در
این ارتباط اگرچه اگر چه آمار دقیقی دردست نیست، اما کاهش سطح جنگل ها با
شواهد وقراین موجود مشهود است. به استناد عکس های هوایی سال 1334، مساحت
جنگل های استان چهارمحال وبختیاری 342000 هکتار بر آورد شده است، اما
تصاویر ماهوارهای سال 1357 سطح جنگل های استان را 307000 هکتار نشان می دهد
که موید کاهش سطح جنگل های استان به میزان 35000 هکتار طی مدت 23 سال ایت. |

قله دماوند به راحتی در تصویر زیر نمایان است

اگر در تصویر زیر دقت کنید تهران را هم میتوانید تشخیص دهید

شهر رشت و سد سفیدرود

نگاهی از جنوب غرب تهران

دید شرق به غرب
کلاردشت رو میتونید ببینید وهمینطور مسیر جاده چالوس

و دید غرب به شرق
کی میتونه هنوز قله دماوند رو ببینه؟

زرد کوه

کوه های زاگرس

کوه های زاگرس بطرف شرق
