جغرافیا


با سلام 


چرا برف سفید است؟

ساختار پیچیده و کریستالی برف بگونه ای می باشد که برخلاف بسیاری دیگر از مواد تقریبا" تمام طیف نور را منعکس می کند و نتیجه آن می شود که ما برف را سفید می بینیم. در حالی که بسیاری مواد برخی طیف ها را جذب و برخی دیگر را منعکس می کنند برای همین هست که آنها را رنگی می بینیم.

در چه دمایی برف به باریدن می گیرد؟

احتمال اینکه برف در دماهای خیلی پایین هم بباره بسیار زیاد هست. در واقع مادامی که رطوبت وجود داشته باشه و هوای سرد و گرم توانایی جابجایی داشته باشند امکان بارش برف وجود دارد. اما معمولا" برف سنگین از حدود منهای 10 درجه تا حدود صفر درجه می بارد. چرا که در این دما هوا توانایی نگهداری بیشتر رطوبت یا بخار آب را دارد.

آیا هرچه هوا سردتر بشود دانه های برف بزرگتر می شوند؟

نه اینگونه نیست. بعنوان مثال مطالعاتی که در کوهها و دره های سرد انجام شده است نشان می دهد که برف های پف کرده و بزرگ بیشتر در دمای حدود منهای 10 درجه می بارند و با سرد شدن بیشتر هوا سایز کریستالها کمتر شده و در عوض چگالتر می شوند.

آیا این درست است که می گویند برف عایق الکتریسیته می باشد؟

بله درست است. چرا که کریستالهای برف با وجود اینکه از آب درست شده اند به دلیل وجود بسیار زیاد هوا میان آنها، عایق الکتریسیته می باشند به گونه ای که اگر برف تازه روی زمین نشسته باشد و صد البته دست نخورده باشد در آن صورت مقاومت بسیار زیادی در مقابل جریان برق از خود نشان می دهد. بعنوان مثال مقاومت الکتریکی ضخامت 25 سانتیمتر برف معادل ضخامت 15 سانتیمتر از فایبرگلاس می باشد!

آیا برف خوراکی می باشد؟

برف تازه و دست نخورده بخصوص اگر مدتی از بارش گذشته باشد بگونه ای که آلودگی هوا را قبلا" با خود شسته باشد، بدون شک قابل خوردن می باشد. بخصوص بسیاری از مردم غیر شهری برف را با شیرینی های جنبی مانند مربا یا مارمالاد می خورند.

امکان رعد و برق هم هنگام بارش برف وجود دارد؟

بندرت، چرا که برف همانند باران هادی الکتریسیته نیست. احیانا" در شرایط ویژه ای که برف همراه با طوفان باشد ممکن است این اتفاق رخ دهد.

چرا وقتی روی برف پا میگذاریم، صدای خاصی می دهد وبه نوعی"قرچ قرچ" می کند؟

برف از کریستال های یخ درست شده است که همگی شش وجهی می باشند. یک دانه برف از تعداد زیادی کریستال به هم چسبیده درست شده است. اما هنگام بارش میان دانه های برف توسط هوا فاصله ایجاد می شود. هنگامی که ما روی برف تازه باریده شده راه می رویم، هوا سعی می کند که از لابلای دانه های برف بیرون برود و از منافذی که ایجاد می شود با شدت خارج می شود و به این ترتیب صدایی طبیعی و منحصربفرد تولید می شود.

منبع: مجله خبری فریا http://www.farya.com/id/407

در این کد شما آی پی رو وارد می کنید و موقعیت جغرافیایی آی پی رو می تونید ببینید





نمايش عرض و طول جغرافيايي +انيميشن

عرض جغرافيايي (Latitude)

دستگاه مختصات جغرافيايي شمالي‌-جنوبي است که در نقشه‌کشي و جهت‌يابي از آن استفاده مي‌گردد. اين دستگاه، مختصات مکاني را بر اساس فاصله‌اش از خط استوا يا همان مدار صفر درجه مي‌سنجد. عدد عرض جغرافيايي، به صورت زاويه‌اي ميان صفر و مثبت ۹۰ يا منفي ۹۰ درجه بيان مي‌گردد. معمولاً (نه هميشه) برپايه قرارداد، اعداد مثبت نشان‌گر طرف شمال بودن نقطه نشان‌داده شده‌است.

به علت اينکه زمين يک کره بي‌عيب نيست (و گويا در قطب‌ها کمي «پخ» شده‌است) مسافت فيزيکي هر درجه عرض جغرافيايي در همه جا يکي نيست. در استوا اين مسافت ۱۱۱٫۳۱۹۵ کيلومتر و در نزديک قطب‌ها ۱۱۱٫۱۲ کيلومتر است.

مانند طول جغرافيايي، هر درجه عرض جغرافيايي به ۶۰ دقيقه و هر دقيقه نيز به ۶۰ ثانيه بخش مي‌شود. البته روش‌هاي ديگري نيز براي نشان‌دادن اين عدد استفاده مي‌شود.

مناطق مختلف زمين آفتاب را به طور يکسان دريافت نمي‌کنند و اين يکي از عوامل اصلي پديد آمدن آب‌وهوا‌هاي گوناگون در عرض‌هاي جغرافيايي مختلف است.

طول جغرافيايي(Longitude)

مختصات جغرافيايي شرقي، غربي است که در نقشه‌کشي و جهت‌يابي از آن استفاده مي‌گردد. اين مختصات، مکاني را بر اساس فاصله‌اش از يک نصف‌النهار اصلي نشان‌مي‌دهد. عدد طول جغرافيايي، به صورت زاويه‌اي بين صفر و مثبت ۱۸۰ يا منفي ۱۸۰ درجه بيان مي‌گردد. معمولاً (نه هميشه) برپايه قرارداد، اعداد مثبت نشان‌گر طرف شرق بودن نقطه نشان‌داده شده‌است.

در طول تاريخ مبداهاي زماني گوناگوني براي «نصف‌النهار اصلي» استفاده مي‌شده‌است. تا اينکه در سال ۱۸۸۴ طي همايش جهاني نصف‌النهاري، قرار گذاشته‌شد تا بعد از اين تنها از رصدخانه گرينويچ به عنوان مبدا استفاده گردد.

هر درجه جغرافيايي معمولاً به ۶۰ دقيقه بخش مي‌گردد و هر دقيقه نيز به همين ترتيب از ۶۰ ثانيه تشکيل شده‌است. بنابراين يک صورت معمول نشان‌دادن طول جغرافيايي به صورت روبروست:۲۳° ۲۷′ ۳۰” E‏ البته اين مقدار به صورت‌هاي ديگري نيز نشان داده‌مي‌شود. (مثلاً ده‌دهي بيان کردن قسمت ثانيه(

زمين در مدت ۲۴ ساعت يک بار به دور خود مي‌چرخد و کل زمين ۳۶۰ درجه طول جغرافيايي است. در نتيجه هر ۱۵ درجه تغيير طول جغرافيايي يک «ساعت» محسوب مي‌شود. اين امر مبناي تعيين مناطق زماني است.

براي درک بهتر مفاهيم طول وعرض جغرافيايي انيميشن زير را ببينيد.

 



انيميشن زمين لغزش: مکانيسم هاي پوشش و حرکت توده اي

کلمه "زمين لغزش" شامل محدوده وسيعي از رخدادهايي است که منجر به حرکت سريع رو به پائين يا خارج (جدا شدن) مواد تشکيل دهنده دامنه مثل خاک، سنگ، پرشدگي مصنوعي يا ترکيبي از آن ها مي شود. اين جابه جايي مي تواند از طريق افتادن، ليز خوردن، جريان يافتگي يا پخش شدگي بوده و فاکتورهاي طبيعي و مصنوعي (ايجاد شده توسط انسان) در ايجاد آن دخيل مي باشد.  از عوامل ايجاد کننده زمين لغزش ها مي توان به بازندگي زياد، ذوب شدن برف و تغيير سطح آبهاي زير زميني اشاره کرد.

زمين لغزش ها مي توانند خود باعث ساير پديده ها مثل سيل شوند، به اين نحو که واريزه هاي حاصل از زمين لغزش با سد کردن مسير رودخانه ها منجر به عقبگرد ميزان زيادي آب شده و سيل هاي بازگشتي را ايجاد مي کنند. به عنوان مثالي ديگر ميتوان به ريزش دامنه هاي منتهي به درياچه هاي سد اشاره کرد که  اين پديده مي تواند حجم زيادي از واريزه را به صورت ناگهاني به درياچه اضافه کرده و باعث افزايش فشار بر سد شود، اين حجم اضافه شده مي تواند دليلي بر شکستگي سد يا لبريز شدن آن گردد. مطالعه زمين لغزش ها به دليل شناسايي محيط هاي مشابه و توانايي جلوگيري از حوادث نابه هنگام مفيد مي باشد. بر اساس يک برآورد اوليه در ايران، ساليانه 500 ميليارد ريال خسارت هاي مالي از طريق زمين لغزش ها بر کشور تحميل مي شود و اين در صورتي است که از بين رفتن منابع طبيعي غيرقابل بازگشت به حساب آورده نشوند (کمک پناه 1373). اين پديده همه ساله در اکثر استان هاي کشور موجب خسارت هاي اقتصادي به راه‌ها، خطوط آهن، خطوط انتقال نيرو و ارتباطات، کانال هاي آبياري و آبرساني، تأسيسات معدني، تأسيسات استخراج، پالايش نفت و گاز، شبکه شريان هاي حياتي داخل شهرها، کارخانه ها و مراکز صنعتي، سدها و درياچه هاي مصنوعي و طبيعي، جنگل ها و مراتع و منابع طبيعي، مزارع و مناطق مسکوني و روستاها گشته يا آنها را مورد تهديد قرار مي دهد(پايگاه داده هاي علوم زمين،1390).

اگرچه لغزش بيشتر در مناطق کوهستاني رخ ميدهد اما مي تواند در محيطهايي کم شيب هم ديده شود. در اين مناطق زمين لغزش به صورت رخدادهاي برشي و پر کننده (جاده سازي و حفاري هاي ساختماني)، ريزش حاشيه رودخانه ها، گسترش جانبي، ريزش نخاله هاي معدني (بويژه ذغال سنگ) و محدوده وسيعي از رخدادهاي مربوط به معادن روباز مي باشد. 

انواع زمين لغزش ها

زمين شناسان زمين لغزش ها را بر اساس نوع حرکت و بزرگي مواد جابه جا شده به انواع زير تقسيم بندي کرده اند. لازم به ياد آوري است که با وجود انواع مختلفي از زمين لغزش ها ، دو نوع چرخشي و جا به جايي بيشتر رخ مي دهند.   
 


مقایسه دریاچه ارومیه قبل و بعد از خشکسالی


   یکی از رخدادهای تلخی که در سالهای اخیر در جنگلهای زاگرس در حال رخ دادن بوده و هر روزه بر وسعت آن افزوده می شود، زوال یا خشکیدگی بلوط (oak decline) است. متخصصین بیماریهای بخش جنگل معتقدند که آفات و یا بیماری در میان درختان بلوط به تنهایی نمی تواند علت وقوع چنین فاجعه زیست محیطی باشد و قطعا" عواملی نظیر تخریب جنگل، خشکسالی های پی در پی، گرد و غبارهای اخیر و نوع خاک در زوال و خشکیدگی بلوط های منطقه زاگرس نقش مؤثری داشته اند.

   اخیرا" در اکثر مناطق جنگلی زاگرس پدیده مرگ ناگهانی گونه بلوط مشاهده گردیده است که از میان 11 استان زاگرسی، استان ایلام در شرایط بحرانی و أسف باری قرار دارد. این پدیده فاجعه آمیز، بیشتر در خاکهای کم عمق و شنی مشاهده شده است و غالبا" در اثر نابسامانی شرایط رویشگاهی و برهم خوردن تعادل محیطی، از خشکیدگی ریشه های موئی درختان بلوط شروع شده و با ظهور آفات و بیماری های ثانویه، استرس های شدیدی به درختان بلوط وارد آمده و سبب زوال و خشگیدگی آنها می شود.

   متأسفانه پس از ظهور علائم زوال و خشکیدگی – که به صورت اپیدمی نیز در همه مناطق جنگلی زاگرس گسترش می یابد -  بیشتر از 3 تا 5 سال طول نمی کشد که درختان بلوط بطور کامل خشک گردیده و مرگ ناگهانی جنگلها رخ می دهد.

    در حال حاضر علاوه بر نظریه کارشناسی فوق الذکر - که برمبنای اصول آفت شناسی بنا نهاده شده است و بر ضعف بیولوژیکی گونه بلوط در اثر قطع جنگل، تبدیل فرم پرورشی بلوط از دانه زاد به شاخه زاد، خشکسالی های سنوات گذشته و گرد و غبار تأکید دارد – برخی کارشناسان جنگل نیز باستناد مباحث جنگل شناسی به مبحث «توالی و تواتر در جنگل» نظر دارند که بر مبنای این نظریه کارشناسی هم به سبب تغییرات محیطی و شرایط اکولوژیکی – نظیر تخریب جنگل، خشکسالی های پی در پی، گرد و غبارهای اخیر و ... – گونه بلوط که گونه ای کلیماکس و با ارزشی است در حال زوال و نابودی بوده و در این سیر قهقرایی گونه های پست و کم ارزش اکولوژیکی در حال جایگزینی گونه بلوط می باشند.

   در صورتیکه چنین نظریه ای - «توالی و تواتر جنگل» - درست باشد، جنگلهای زاگرس در شرایط بسیار بدتری نسبت به نظریه اول قرار دارند و ممکن است در مدت زمانی نه چندان طولانی، شاهد گسترش این پدیده تلخ در همه مناطق جنگلی زاگرس باشیم و با مرگ ناگهانی بلوط، فاجعه ی زیست محیطی بزرگی رغم بخورد. البته در شرایطی که نظزیه اول هم درست باشد، به دلیل اینکه در سالهای گذشته اقدامات مؤثر و جامعی در جهت آفت شناسی و پیشگیری و مبارزه با آفات در جنگلهای زاگرس صورت نگرفته است، جنگلهای بلوط با شرایطی شدیدا" بحرانی مواجه خواهند شد و با صرف هزینه های زیاد هم نمی توان از خسارت های زیست محیطی فاجعه آمیز این پدیده کاست.

   با به صدا درآمدن زنگ خطر نابودی جنگلهای بلوط زاگرس و قرار گرفتن این نمادهای سبز مقاومت در شرایط بحرانی، ضرورت دارد دولتمردان و برنامه ریزان توسعه ای کشور برای کنترل و مهار این بحران، بدون هدر دادن زمان و فرصت، در عزمی ملی و با مدیریتی هوشمندانه نسبت به حذف فشارهای معیشتی وارده به جنگلهای زاگرس اقدام نمود و با تغییر شیوه های معیشتی اهالی جنگل و استفاده از سایر ظرفیت های اشتغال زایی – صنعتی، گردشگری، بازرگانی، تجاری و ... – فرصت احیاء و بازسازی را برای جنگلهای بلوط فراهم کرده و با کنترل عوامل تخریب و تهدید، از یک فاجعه زیست محیطی جلو گیری کنیم.


ریزگردها با اختلال در عمل فتوسنتز و چرخه طبیعی گیاه آنرا از کار انداخته و کاهش بارندگی و افزایش دما نیز باعث می شود درخت روز به روز ضعیف تر شده و به سادگی در معرض بیماری های مختلف قرار می گیرد.
مهر: تغییرات شدید اقلیمی، افزایش نیم درجه ای دمای منطقه، خشکسالی و کاهش بارشهای سالانه، افت سفره های زیر زمینی و دیگر عوامل محیطی در مناطق غربی زاگرس موجب برخاستن خاک و ایجاد پدیده گرد و غبار و در نهایت آغاز مرگ اکوسیستم جنگلی زاگرس در ایلام شده است.

ایلام جبهه اول گرد و غبار و از کانونهای نسبتا فعال غرب کشور به حدی در معرض تخریب قرار گرفته که متخصصان منابع طبیعی و تغییرات آب و هوایی کشور روزهای هولناکی را برای آن پیش بینی کرده اند و در این میان سازمان جنگلها، مراتع و آبخیز داری کشور با پیشبرد طرحهای بیولوژیک و کاشت جنگلهای دست کاشت در تلاش برای کنترل اوضاع بهم ریخته منطقه غرب و جنوب غرب کشور است.

با این حال جنگلهای بلوط زاگرس که ایلام را با پوششی سبز در مرزهای غربی ایران محاصره کرده بودند به دلیل تنشهای شدید اقلیمی و افزایش دما و بی توجهی سوال برانگیز مسئولان در سالهای گذشته، دچار آفت خشکی و گرفتار عذاب سوسکهای چوب خوار شده اند، سوسکهایی که به دلیل بی توجهی مغز بلوطهای غرب را پوک کرده اند.

سرمایه گذاری و توجه تجاری به جنگلهای شمال کشور در سالیان گذشته موجب غفلت از جنگلهای زاگرس شده و با دگرگونی اقلیمی در غرب و توسعه بیابانهای عراق و کشورهای حواشی مرزی جنگلهای بلوط زاگرس با مرگ اکولوژیک مواجه شده اند و در نهایت باید حیات تمامی گونه های زنده در مناطق غرب ایران را در سالهای آینده متصور بود.

منطقه ای که چونان سپری در برابر طوفانهای هوایی و گرد و غبار به فلات مرکزی ایران مقاومت می کرد ولی با بی تدبیری و افزایش تنش های اکولوژیک مرگ اکوسیستم در این منطقه آغاز شده است.

طبق گفته مدیرکل دفتر جنگلهای خارج از شمال سازمان جنگلها، مراتع و آبخیزداری کشور، 32 درصد از خاک استان ایلام جنگل است که 4.5 درصد جنگلهای ایران را شامل می شود. بخش عمده مساحت این استان مناطق کوهستانی و تپه ماهورهایی است که با شیب تند به دشتهای کم ارتفاع منتهی می شود.

به گفته غیبی مدیر کل دفتر جنگل های خارج از شمال سازمان جنگل ها، طی سال های گذشته دما تا نیم درجه سانتی گراد افزایش و بارش تا مرز200 میلی متر در استان ایلام کاهش یافته است و همین مسئله باعث از بین رفتن جنگلها و افزیش تنش های اقلیمی در منطقه شده که نابودی بلوط جنگل های زاگرس بیشترین خسارت به دنبال داشته است.

فریبرز غیبی بی توجهی به جنگلهای زاگرس در 50 سال گذشته و نبود سامانه پژوهشی و تحقیقاتی که علل اصلی تخریب و خشکی 30 درصدی جنگلهای زاگرس عنوان کرد و گفت: اگر نتوانیم شتاب این تخریب را کنترل کنیم به زودی مرگ اکوسیستم جنگلی تمامی زاگرس را فرا می گیرد.

به هر روی در 2 سال گذشته تخریب جنگلها به دلیل تنشهای اکولوژیک و هجوم ریزگردها شدت بیشتری گرفته و طبق گفته مسئولان 183 هزار هکتار بلوط جنگل های زاگرس در این مدت به کام مرگ رفته اند.

ریزگردها با اختلال در عمل فتوسنتز و چرخه طبیعی گیاه آنرا از کار انداخته و کاهش بارندگی و افزایش دما نیز باعث می شود درخت روز به روز ضعیف تر شده و به سادگی در معرض بیماری های مختلف قرار می گیرد.

این اطلاعات را مدیر کل جنگلهای خارج از شمال در کنار تنه خشکیده و سوسک زده بلوطی در اطراف شهر ایلام عنوان می کند و می گوید: 33 درصد درختان بلوط زاگرس نیز در معرض نابودی قرار دارند.

غیبی با گلایه از بخش تحقیقات در کشور می گوید: در حالی که 6 میلیون هکتار جنگل زاگرس وجود دارد که 40 درصد منابع آبی کشور را تامین می کند اما یک مرکز تحقیقاتی در این بخش نیست در حالی که اکثر تحقیقات کشور به دلیل تجاری بودن گونه های جنگلهای شمال در این بخش متمرکز شده است، چرا که جنس گونه های جنگلی زاگرس و شمال متفاوت است و باید مراکز تحقیقاتی جداگانه در این منطقه شکل بگیرد.

همچنین معاون مناطق خشک و نیمه خشک سازمان جنگلها، مراتع و آبخیزداری کشور معتقد است: ریزگردهای موجود در ایران منشا خارجی دارند و از کشورهای عراق، سوریه، ترکیه و حتی عربستان و اردن وارد مرزهای غربی کشور می شوند و حتی به دلیل پراکنش و سرعت بالا و ریزی تا مناطق شمالی و مرکزی کشور بالا می آیند و گاه آسمان پایتخت را گردآلود می کنند.
پرویز گرشاسبی با اشاره به اینکه تلاشهای جدی برای مهار گرد و غبار در منطقه از سوی کشورهای همسایه صورت نمی گیرد اضافه کرد: 730 هزار هکتار زمین کشاورزی لم یزرع در عراق وجود دارد که به دلیل جنگ در سالهای گذشته ساختار خاک این مناطق به هم خورده که با کوچکترین وزش باد خاک پودر شده به هوا برمی خیزد و در ارتفاع بالایی به مناطق همجوار مثل ایران سرازیر می شود.

معاون فنی مناطق خشک و نیمه خشک معتقد است: نگاه بخشی در پروژه های اجرایی بیش از پیش موجب تخریب جنگل و بیابانزایی در کشور شده است. به طوری که در بسیاری از پروژه ها بعد از اجرا و تصمیم گیری، متولیان طبیعت و جنگل متوجه می شوند که جاده ای یا سدی در حال ساخته شدن است که در بسیاری موارد تلاش برای مقابله هم بی فایده است.

بازدید از جنگلها و کانونهای جوشنده گرد و غبار در استان ایلام با مشاهده حوادث ویژه ای همراه بود که می توان به فعالیت جدی در پروژه عظیم کنار گذر شهر ایلام اشاره کرد که به قول مدیرکل جنگلهای خارج از شمال تنها 60 متر عرض عبور جاده از دل جنگلهای بلوط منطقه است ولی مشاهدات خبرنگار مهر حاکی از توسعه صد متری جاده در منتهی علیه تونلهای این کنار گذر است.

عبور کنار گذر ایلام- کرمانشاه درحالی با توجیه کاهش ترافیک شهری و افزایش کییفت عبور ماشینهای بین شهری بی هیچ سر و صدای در حال پاک تراشی جنگلها است که به گفته مقامات سازمان جنگلها این کنار گذر به طول 8 کیلومتر و عرض 60 متر حدود 6 هزار اصله بلوط را از بین برده است.

با این حال پیشتر دکتر پیان یوسفی آذر مدیر کل سابق جنگل های خارج از شمال از مرگ 70 هزار اصله بلوط زاگرسی بر اثر احداث این کنار گذر خبر داده بود که فریبرز غیبی مدیر کل جنگل های خارج از شمال سازمان جنگل ها با محاسبات خود تعداد 6 هزار اصله درخت قطعه شده را تایید کرد.


 فاجعه زيست محيطي در راه است؛
 بلوط‌ها از پا درآمده و زاگرس بي صدا مي‌ميرد  

دکتر جليل بادام فيروز - به صدا درآمدن زنگ خطر نابودي جنگلهاي بلوط زاگرس وقرار گرفتن در شرايط بحراني مي‌طلبد دستگاههاي اجرايي مرتبط و برنامه ريزان توسعه اي كشور براي كنترل و مهار بحران،بدون فوت وقت عمل نمايند و در سطح ملي نسبت به احياء و نگهداشت بلوطهاي زاگرس اقدام نمايند و با كنترل عوامل تخريب از يك فاجعه زيست محيطي جلوگيري كنند. زيرا اگر روند خشك شدن جنگلهاي زاگرس به همين سرعت ادامه يابد علاوه بر فاجعه زيست محيطي، يك فاجعه اقتصادي را نيز به همراه خواهد داشت.
فلات ايران از نظر اقليمي موقعيت خاصي را در جهان دارا مي‌باشد.بيش از 90 در صد خاک فلات ايران در اقليم خشک و نيمه خشک قرار گرفته است.حوزه زاگرس بخش مهمي از فلات ايران را تشکيل داده است. حوزه زاگرس با طول 1400 کيلومتر وعرض500 کيلومتر به دليل اقليم و توپوگرافي خاصش بيش از 40 درصد آب فلات ايران را داراست.اين منابع آبي بي همتا نتيجه جذب بارشها در اکوسيستم منحصر بفرد زاگرس است زيرا بزرگترين منابع جنگلي فرا هيرکاني ايران در زاگرس قرار دارد. ارزش گذاري اقتصادي منابع طبيعي و تنوع زيستي سخت ترين بحث اقتصاد محيط زيست است.اگر چه ارزش جنگلهاي بلوط بعنوان مهمترين و تاثير گذارترين گونه در جنگلهاي زاگرس از نظر اقتصادي قابل لمس نيست، اما اين اين اكوسيستم ارزشهاي اقتصادي كلاني دارد. گونه بلوط نقش مهم و تاثير گذاري در تعديل دماي هوا،حفاظت از منابع آب،جلوگيري از فرسايش خاک، توليد اکسيژن، و حفاظت از منابع خاک را دارد. پايين نگهداشتن سطح شوري آب، كاهش گازهاي گلخانه اي و جذب آلايندگيها از جمله ريزگردها از ارزشهاي اقتصادي زيست محيطي جنگلهاي بلوط زاگرس است. کاربردهاي خوراکي و صنعتي بلوط از ديگر ويژگيهاي منحصر بفرد اين گونه سخت و مقاوم است که بهره برداري از آن در حد سنتي باقي مانده است.با اين اوصاف ارزشهاي اقتصادي و زيست محيطي جنگلهاي بلوط آنقدر زياد است که برآورد آن در مجال اين گفتار نمي‌گنجد. چند سالي هست كه علائم زوال و خشکيدگي در بلوط‌ زارهاي زاگرس مشاهده مي‌شود.مشاهدات ميداني و بررسي‌هاي علمي نشانگرتنوع شکل زوال و خشکيدگي در جنگل‌هاي بلوط است. حمله آفات و امراض در نتيجه خشکيدگي کامل درخت، خشکيدگي بخشي از تاج درخت، خزان زودرس درخت و بالاخره خشکيدگي تک پايه اي و يا لکه اي را مي‌توان رويت کرد. فرضيه‌هايي مانند، پديده ريزگردها، تخريب شديد اکوسيستم زاگرس، دخالت‌هاي بي رويه انساني و عدم امکان ادامه حيات گونه‌هاي جنگلي و مرتعي، تغييرات محيطي بويژه خشکسالي، شوري و ناتواني گونه‌هاي بلوط براي مقابله با آنها، بيوتروريسم و بيماري‌هاي ناشناخته و تأثير آن بر گونه‌هاي جنگلي و مرتعي از جمله عوامل زيست محيطي براي خشكي بلوط‌ها مطرح شده است.اما انچه محرز است به غير از پديده ريزگردها ساير عوامل در گذشته به تناوب وجود داشته اند اما حجم اثرات مخرب زيست محيطي در وسعت امروزي گزارش نشده است. در سالهاي اخير ورود ريزگردها به زاگرس،جان جنگلهاي بلوط را هدف قرار داده است.آنچه امروز جنگلهاي بلوط با آن دست و پنجه نرم مي‌کنند مرگ تدريجي در پهناي وسيعي از رويشگاه مي‌باشد.مشاهدات عيني و تصاوير جمع آوري شده نگارنده در بخشي از جنگلهاي بلوط زاگرس مرکزي (شعاع حدود 3 کيلومتر)مرگ دهها اصله درخت بلوط را نشان مي‌دهد،که هيچ عامل انساني يا بومي در اين فاجعه زيست محيطي دخيل نبوده است. مطمئنا آفات يا بيماريها نمي‌توانند علت چنين فاجعه زيست محيطي باشند،همچنين عامل طبيعي ناشناخته اي در سالهاي اخير در جنگلهاي بلوط بروز نکرده است و تنها پديده جديد ورود ريز گردها است که به طور حتم بخش فزاينده اي از اين آسيب متوجه آن است. در حقيقت اندوخته طبيعي زاگرس که نقش استراتژيکي در حفاظت از منابع آب و خاک و هوا در پهنه وسيعي از فلات ايران را دارند و براي پايداري زيست بوم فلات ايران يک ضرورت بي بديل هستند امروز دچار مخاطرات زيست محيطي گشته اند.ورود ريزگردهاي جنوبي و غربي تاثير مخربي بر اکوسيستم زاگرس گذاشته است. خشک شدن جنگلهاي زاگرس موجب نوسانات شديد دمايي وبارشي در فلات ايران خواهد شد و دير يا زود اترات منفي آن فلات ايران را متاثر خواهد کرد. خشک شدن جنگلهاي بلوط معادل آسيب به چرخه زندگي در اکوسيستم بخش وسيعي ازفلات ايران مي‌باشد؛از گونه‌هاي اندميک، تنوع زيستي گرفته تا سنجاب ايراني در خطر انقراض هستند.و در نهايت مرگ تدريجي جنگلهاي بلوط يعني مرگ تدريجي پايداري اکولوژيک فلات ايران است. همسونبودن برنامه‌هاي تحقيقاتي دستگاههاي مرتبط براي شناسايي علت يا مؤلفه‌هاي مؤثر در بروز پديده زوال و خشکيدگي در شمار ضعف‌هاي مديريتي کنترل و مقابله با اين فاجعه در رويشگاه‌هاي زاگرس محرز است. برسي دقيق معضل زيست محيطي بلوطهاي زاگرس نيازمند اقدام سريع و موثر است.به صدا درآمدن زنگ خطر نابودي جنگلهاي بلوط زاگرس وقرار گرفتن در شرايط بحراني مي‌طلبد دستگاههاي اجرايي مرتبط و برنامه ريزان توسعه اي كشور براي كنترل و مهار بحران،بدون فوت وقت عمل نمايند و در سطح ملي نسبت به احياء و نگهداشت بلوطهاي زاگرس اقدام نمايند و با كنترل عوامل تخريب از يك فاجعه زيست محيطي جلوگيري كنند. زيرا اگر روند خشك شدن جنگلهاي زاگرس به همين سرعت ادامه يابد علاوه بر فاجعه زيست محيطي، يك فاجعه اقتصادي را نيز به همراه خواهد داشت.
*دکتراي اقتصاد محيط زيست و مديرکل سابق محيط زيست کهگيلويه و بويراحمد
























ابعاد کنونی تهدیدات تنوع زیستی در چشم انداز زاگرس مرکزی با تاکید بر پوشش جنگلی

تهدید تنوع زیستی نتیجه تخریب جنگل های زاگرسی است

«مرتضی ابراهیمی رستاقی»، عضو شورایعالی جنگل، مرتع و آبخیزداری سازمان جنگل ها، مراتع و آبخیزداری کشور تحقیقی در زمینه «ابعاد کنونی تهدیدات تنوع زیستی در چشم انداز زاگرس مرکزی با تاکید بر پوشش جنگلی انجام داده است.» او نتیجه این تحقیق را در اختیار CHN قرار داده که بخش هایی از آن منتشر می‌شود.

دانلود فایل مرتبط با خبر: متن کامل مقاله
خبرگزاری میراث فرهنگی- گروه محیط زیست- گستره زاگرس مرکزی در امتداد رشته کوه های زاگرس، در برگیرنده بخش هایی از جنگل های نیمه خشک زاگرسی و خشک کوهستانی ایران و تورانی است. این جنگل ها مورد انواع بهره برداری ها اعم از چرای دام، زراعت در زیر اشکوب توده های جنگلی، تامین سوخت و مصارف روستایی ... قرار داشته که نتیجه آن تخریب جنگل و اعمال روند قهقرایی در سیر توالی جنگل هاست.
 
پیامد تخریب ها، در سیر قهقرایی توده های جنگلی تهدید های عمده ای مانند کاهش ارتفاع متوسط توده های جنگلی، تبدیل فرم پرورشی دانه زاد به شاخه زاد، کاهش پوشش تاجی، فقدان تجدید حیات جنسی، فقدان حاصلخیزی خاک، کاهش حجم چوب سرپای توده های جنگلی و کاهش سطح جنگل ها است.
 
تاثیر این تهدیدات روی جنگل های گستره زاگرس مرکزی که همراه با ایجاد تغییرات اساسی در ساختارهای عمودی و افقی جنگل ها، بستر رویش و دگرگونی اکوسیستم هاست، قابل ملاحظه و از جمله مهمترین آنها کاهش، اختلال و تهدید تنوع زیستی اعم از گیاهی و جانوری است.
 
در این نوشتار، پوشش جنگلی گستره زاگرس مرکزی، واقع در منطقه رویشی ایران تورانی که در برگیرنده رویش های مناطق اکولوژیکی زاگرسی و ایران تورانی است، مورد بررسی اجمالی واقع و به ابعاد کنونی تهدیدات تنوع زیستی آن با تاکید بر پوشش جنگلی پرداخته می شود:
 
کاهش ارتفاع متوسط توده های جنگلی
نتایج بررسی های انجام گرفته حکایت از آن دارد که ارتفاع متوسط توده های جنگلی در اکثریت سطوح جنگلی زاگرس در وضعیت موجود کاهش قابل ملاحظه ای پیدا کرده است. هر چند در برخی مناطق در سطوحی محدود و معدود، توده هایی وجود دارند که ارتفاع درختان آنها به 12 تا 17 متر هم رسیده و کماکان از ارتفاعی بیش از ارتفاع متوسط اکثریت توده های جنگلی زاگرس در وضعیت موجود برخوردارند اما ارتفاع متوسط بدست آمده برای توده های جنگلی زاگرس کمتر از 8 متر بوده که در سراسر جنگل های زاگرس مرکزی مصداق داشته و توده های با ارتفاع بیشتر تنها در لکه های کم وسعت و به صورت نادر در مناطق خاصی از زاگرس مشاهده می شوند.
 
 در اثر این کاهش ارتفاع متوسط، علاوه بر از دست رفتن بخش زیادی از بیوماس فضایی جنگل، اشکوب ها و یا لایه های گیاهی جنگل کاهش یافته و بخشی از گروه های گیاهی و تنوع زیستی که از زیستگاه هایی ویژه در پروفیل عمودی توده جنگلی برخوردار بوده اند، از بین می روند.
 
این البته در جایی است که علاوه بر حضور تک پایه هایی از گونه بلوط با ارتفاع حدود 18 تا 20 متر که به صورت پراکنده در جنگل های زاگرس مرکزی رویش دارند، توده هایی نیز کماکان از این گونه باقی مانده اند که از ارتفاعی بیش از ارتفاع متوسط اکثریت توده های جنگلی در وضعیت موجود جنگل ها برخوردارند. نمونه آن توده ای 2 هکتاری با فرم پرورشی دانه زاد واقع در جنگل های گردنه چهار طاق لردگان استان چهارمحال و بختیاری است که ارتفاع درختان این توده جنگلی 12 تا 17 متر اندازه گیری شده است.
 
 تبدیل فرم پرورشی دانه زاد به سایر فرم های پرورشی
به طور کلی جنگل ها در شرایط  طبیعی، از فرم پرورشی دانه زاد برخوردار هستند ولی در اثر تخریب و قطع درختان، در صورتی که آن جنگل دارای قابلیت جست دهی و توان تجدید حیات غیرجنسی (شاخه زاد) باشد، فرم پرورشی درختان قطع شده آن در ابتدا از «دانه زادی» به «دانه و شاخه زاد» و در صورت استمرار قطع، به «شاخه زاد» تبدیل می شود.
 
توده های جنگلی با منشا زادآوری «شاخه زاد» از پایداری کمتری نسبت به توده های «دانه زاد» برخوردار بوده، ارتفاع متوسط توده آنها کاهش قابل ملاحظه ای یافته، ساختارعمودی «چند اشکوبه» آنها به توده «تک اشکوبه» تنزل یافته و در مجموع اثر حمایتی آن توده های جنگلی بر بستر رویشگاه کاهش می یابد.
 
جنگل های گستره زاگرس مرکزی در سطوح محدودی از فرم پرورشی دانه زاد برخوردار بوده و قریب به 85 درصد آنها از دیگر فرم های پرورشی اعم از شاخه دانه زاد، دانه شاخه زاد و یا شاخه زاد برخوردار هستند.
 
جنگل های گستره زاگرس مرکزی در سطح محدودی برخوردار از فرم پرورشی دانه زاد بوده و قریب به اتفاق فرم پرورشی جنگلهای استان چهارمحال و بختیاری به شرح زیر است:
 
فرم پرورشی دانه زاد                
11%
فرم پرورشی شاخه زاد              
8%
فرم پرورشی شاخه و دانه زاد       
48%
فرم پرورشی دانه و شاخه زاد      
33%
 
کاهش پوشش تاجی توده های جنگلی
جنگل های منطقه رویشی زاگرس و از جمله جنگل های زاگرسی گسترده زاگرس مرکزی در شرایط طبیعی و در رویشگاههای فاقد برونزدهای سنگی وسیع قادر به ایجاد توده های انبوهی با پوشش تاجی بیش از 75 درصد هستند. میزان انبوهی توده های جنگلی در منطقه زاگرس که عملکرد اصلی این جنگلها حفاظت از آب و خاک و ایجاد ارزش های محیط زیستی است از اهمیت ویژه ای برخوردار است و علاوه بر آن توده های انبوه در حفظ کیفیت بستر رویش به ویژه کاهش تبخیر در فصل رویش نقش اساسی ایفا می کند. در شرایط موجود میزان انبوهی پوشش تاجی توده های جنگلی نسبت به پتانسیل تولیدی رویشگاه به شدت کاهش یافته است، بخش اعظم جنگلهای زاگرس مرکزی که در استان چهارمحال و بختیاری واقع شده است دارای انبوهی پوشش تاجی به شرح زیر است.
 
توده های جنگلی پوشش تاجی 76 تا 100 درصد
2917 هکتار
معادل 91/0% کل وسعت جنگل
توده های جنگلی پوشش تاجی 51 تا 75 درصد
19601 هکتار
معادل 14/6% کل وسعت جنگل
توده های جنگلی پوشش تاجی 26 تا 50 درصد
61157 هکتار
معادل 6/19% کل وسعت جنگل
توده های جنگلی پوشش تاجی  11 تا 25 درصد
74716 هکتار
معادل 41/23% کل وسعت جنگل
توده های جنگلی پوشش تاجی 60 تا 10 درصد
77968 هکتار
معادل 43/24% کل وسعت جنگل
توده های جنگلی پوشش تاجی 1 تا 50 درصد
82822 هکتار
معادل 95/25% کل وسعت جنگل
 
فقدان تجدید حیات جنسی
منابع طبیعی که به طور عام به دو بخش تجدید شونده و غیر تجدید شونده تقسیم می شوند و جنگل به عنوان بخشی از منابع طبیعی تجدید شونده به دلیل خاصیت تولید مثل و زاد آوری در زمره منابع تجدید شونده طبقه بندی میشود. بدیهی است چنانچه زاد آوری آن به هر دلیلی دچار رکود یا اختلال شود، اصل تجدید شوندگی آن نیز محل ابهام خواهد بود. زاد آوری یا تجدید حیات در جنگل به دو طریق عمده جنسی و غیر جنسی صورت می پذیرد، تجدید حیات جنسی دارای منشاء دانه زاد و غیر جنسی با منشاء شاخه زاد است. تفاوت بارز از منظر جنگل شناسی و پایداری توده های جنگلی بین توده های با منشاء دانه زاد و شاخه زاد وجود دارد. تجدید حیات جنسی متضمن پایداری وبقای توده های حاصل از این نوع تجدید حیات است اما توده های جنگلی حاصل از تجدید حیات غیر جنسی یا شاخه زاد ناپایدار و از دیر زیستی کمتری برخوردارند و در صورت استمرار قطع و جست دهی بتدریج پایه های مولد جست از حیز جست دهی خارج و از بین می روند. متاسفانه در جنگل های گستره زاگرس همانند سایر مناطق جنگلی زاگرس تجدید حیات غالب در وضعیت موجود غیر جنسی و شاخه زاد است اگر چه همچنان قابلیت تجدید حیات دانه زاد در این جنگلها موجود و رویش نهال دانه زاد میسر است اما به دلیل فشار چرای دام قادر به استقرار و ادامه حیات نیستند. در وضعیت موجود تعداد متوسط نهال دانه زاد در واحد سطح کمتر از 200 اصله است.
 
کاهش بارخیزی خاک
یکی از مهمترین پی آمدهای انواع تخریب  در جنگل های زاگرس کاهش بارخیزی ویا مرگ تدریجی خاک است که متاسفانه کمتر بدان توجه می شود. در یک چرخه طبیعی در جنگل های پهن برگ خزان کننده، بخشی از مواد معدنی بر گرفته از خاک برای رشد و نمو گیاه، پس از خزان به صورت لاشبرگ و لاشریزه و در فرایند تجزیه به خاک بازگردانده می شود. اما این فرایند طبیعی در وضعیت موجود جنگلهای زاگرس در پائین ترین سطح خود به وقوع می پیوندد و برگهای حاصل از خزان نیز به دلیل کمبود منابع غذائی دام توسط دامها تعلیف و به طور عموم بستر جنگلهای منطقه عاری از پوشش پیوسته لاشبرگ است و لاشبرگ تنها در پای جست گروه ها مشاهده می شود. میوه درخت نیز یا تعلیف و یا جمع آوری و از عرصه خارج می شود. به عبارت دیگر بستر جنگل های منطقه بمثابه صندوقی است که پیوسته از آن برداشت میگردد و باز پرداخت آن به ندرت صورت می پذیرد. حاصل این امر کاهش پیوسته مواد غذائی خاک بستر جنگل است. رشد بسیاربطئی معدود تجدید حیات جنسی گونه های جنگلی از جمله اثرات سوء کاهش بارخیزی خاک است.
 
کاهش حجم سرپای توده های جنگلی
بر اساس اطلاعات جمع آوری شده از این دسته پژوهش های انجام شده در جنگل های منطقه زاگرس، پتانسیل بالقوه موجودی سرپای این جنگل ها حدود 190 سیلو در هکتار محاسبه شده است، درحالیکه در وضعیت موجود متوسط حجم چوب سرپای توده های جنگلی در منطقه زاگرس کمتر از 10 درصد ظرفیت آن جنگل ها بوده که یقینا ناشی از تخریب های اتفاق افتاده در این جنگل ها است.
 
کاهش سطح جنگلها
در این ارتباط اگرچه اگر چه آمار دقیقی دردست نیست، اما کاهش سطح جنگل ها با شواهد وقراین موجود مشهود است. به استناد عکس های هوایی سال 1334، مساحت جنگل های استان چهارمحال وبختیاری 342000 هکتار بر آورد شده است، اما تصاویر ماهوارهای سال 1357 سطح جنگل های استان را 307000 هکتار نشان می دهد که موید کاهش سطح جنگل های استان به میزان 35000 هکتار طی مدت 23 سال ایت.
 
منطقه ممسنی از توابع شهرستان اردل در استان چهار محال وبختیاری که در سال 1334 به استناد عکس های یاد شده برخوردار از جنگل بوده در حال حاضر عاری از پوشش جنگلی است







 قله دماوند به راحتی در تصویر زیر نمایان است

اگر در تصویر زیر دقت کنید تهران را هم میتوانید تشخیص دهید

شهر رشت و سد سفیدرود

نگاهی از جنوب غرب تهران

دید شرق به غرب
کلاردشت رو میتونید ببینید وهمینطور مسیر جاده چالوس

و دید غرب به شرق
کی میتونه هنوز قله دماوند رو ببینه؟

زرد کوه

کوه های زاگرس

کوه های زاگرس بطرف شرق


http://www.delta.ir/images/news/fe540snd.jpg